حسرت تو
سوال ها تمام نمی شود
شب ها طولانی می شود
آن فکرها آن غمها
تو نمی فهمی ای بخشی از جوانی من
تو معنای جوانی من
ما چه ها که باهم نکردیم
مثل یک کتاب قطور رمان
رمانی که تو رفتی
چاره ای برایم نماند
نمی توانم راحت باشم
روحم نابود می شود
جانم آزار می بیند
تو نمی دانی دیگر چه ها می کشم
بی تو زندگی کردن برایم سخت است
هر آن در یادم هستی
تا ابد در دلم هستی
بی تو نمی توانم که باشم
بی تو زندگی عذاب است
اکنون من نمی توانم زندگی کنم
می دانی کدام حال تو را دوست دارم
آن زمان را که تو مست می شوی
و مرابه آغوش می کشی و می پرسی چقدر دوستم داری؟
وقتی تو رفتی
ارزش دنیا هم رفت
زمان تمام شد
تمام خیالاتم مردند
سوالها در دلم ماند
آن فکرها و غمها
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


