تبليغاتX
حرف دل من و تو

هر چه دل تنگت می خواهد بگو

دوباره دلم هوای انتظار کرده است.

هوس منجی و رهایی را کرده است

جهانیان مجبورم می کنند که انکار کنم

 او ندیده عاشق  کرده مرا  چه کنم؟

دنیا پی انکار تو من در اوج نیاز منتظر دیدار تو

ز انتظارت سخن ها راندم

ز فراقت بس شکوه ها کردم

گه با قلم به شعر پناه بردم

شعر درک نکرد نیازم را

باید به خدا پناه برم

زبان قاصر است ز وصف فراقت

ز وصف زجر من در نبودت

بدان هر روز بمیرم در این حسرت

که شاید بینم لحظه ای رویت

کی شاید نصیبم شود وصال

رهایی از این رنج و انتظار

بس حسرت کشیدم در این انتظار

ز حسرت سوختم بر سر دار

دارم کشند یا که صلیب کشند

به زنجیرها ببندندو در بیابان رهایم کنند

زین انتظار شیرین هرگز دست نمی کشم

گر گیرند ز من یارم را

آتش زنند همه دوستانم را

به آتش سپارند همه تار و پودم را

یا که تکه تکه کنند تمام وجودم را

یک لحظه شک نمی کنم به وجودت

یا به این انتظار شیرنت

می دانم که شبی گرلایق باشم من

بینم تو را گر صادق باشم من

می دانم پشت این ظلم روزی خواهد شکست

آفتاب محبت روزی طلوع خواهد کرد

می دانم که گریه هایم

که روان شده به درگاه خدایم

بی جواب نخواهد ماند این اشک گر واقعا ریخته باشم

ای ستاره محبت شبی گذر به کوی ما کن

به این مانده در حسرت را نظری کن

شبها به انتظار نشسته ام

شاید بشنوم که آمده است

  

 

 

|+| نوشته شده توسط عارف کاظمی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:28 |
مژده دهید دوستان را که میلاد رسید

میلاد عارف و گل بهشت رسید

مژده دهید عاشقان را که میلاد ارباب عشق رسید

باید که در شیپورها بانگ شادی افکنند

این در غم فرورفتگان شادی بخشند

مژده دهید به جهان

صدا زنید مطربان

بگویید  بنوازند به شادی

که رسید وقت بزم وشادی

باید که رقصید به صد ناز

ز غم جهان دل برید باز

خوش باشی مه اردیبهشت

که به اطف قدمت خوشی آمد به بهشت

خوش باشی ساقی اردیبهشت

که به لطف می تو خنده پییچید در بهشت

در غم غرق بود عارف

به لطف میلاد به شادی رسید عارف

میلاد آمد و غم ها را کنار زد

حسرت و فراق را کنار زد

زد بوسه بر لب من

کاشت گل خنده بر لب من

میلاد آمد و در اغوشم گرفت

باده بیاور که دوباره هوس باده نوشیم گرفت

دوستان را راه دهید

تا جام ها آورند

می در جام ها ریزید

تا دوستان خوش نوشند

یار عارف را صدا کنید

روز میلادش به او بهترین هدیه را عطا کنید

یار گر بنشیند کنار ما

گویی بهترین هدیه رسیده به ما

یار خوش باشی تا ابد

که خوش کردی دل عارف یک دم

به لطف لبخندت همه دنیا خندید

دل عارف نیز شاد گردید

عاشقان به لبخند یار خوشند

شیرینی ز لب یار گیرند

یارا قند لبت را نصیب من کن

هر روز را میلاد و شاد کن.

تولدم مبارک

راستی پایینی رو هم بخونین

|+| نوشته شده توسط عارف کاظمی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:30 |
تولدم مبارک

تولدم مبارک

happy birthday

 

بیا شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی

happy birthday

 

happy birthday

فکر کنم دیگه همه فهمیدین امروز تولد منه

مبارک باشه بفر مایین کیک بخورین

شام و نهار هم  داریم ببینین

چطوره؟ تولد عارف مبارک

اینننه مفصل ترین تولد دنیا

|+| نوشته شده توسط عارف کاظمی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:11 |
منجی
تا به کی به امید دیدارت ای منجی با غم نشیتم در کنجی؟

از غمت ز شادی پیوند گسستم

سیل اشک را هر آن ز دیده روان می کنم

از فراقت شکوه ها  می کنم

من التماس می کنم به وصال منجی

ندانم که من لایق نیستم به منجی

منجی من موعود من تنها امید حیات من

همه شب زنم نوای غم

که شاید بشنوم مژده وصال مژده وصالت را

شاید که بشنوم مردی زنزول کرده  آسمانی

قدم نهاده بر زمین محبت هدیه آورده بر زمین

ظلم را ز ریشه بر کنده

بذر محبت را به سینه ها عطا کرده

رویایی است بس شیرین دیدار تو

من لایق نیستم به رویای تو

من آنم که سوزم در حسرت

من آنم که خاکستر شوم ز دوریت

شب ها ز فراقت سوزم

خورشید درونم سوزان است روزها

در آتش فراق تو می سوزد روزها

خورشید آتش فراق توهست

نشان سوختن من در فراق است

منجی بیا که عالم در فراق است

 

|+| نوشته شده توسط عارف کاظمی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:56 |